ایمان

 
 
بار ها و بار ها در کتاب هاي مختلف و يا از افراد دانا که در زندگي به موفقيت هاي مادي و معنوي عظيمي دست پيدا کرده اند؛شنيده ايم که بايد به خداوند، کائنات و روياهايمان ايمان داشته داشته باشيم.
بله ! به جرأت مي توان گفت نه تنها برای دستیابی به خواسته ها ، بلکه ايمان مهم ترين بخش از تمام جنبه هاي زندگي را تشکيل مي دهد.در کتاب هاي مقدس نيز بارها و بارها به اهميت ايمان تأکييد شده.
شايد شما هم با شنيدن جمله ي (ايمان داشته باش.) بار ها سعيکرده ايد که ايمان داشته باشيد و آن را حفظ کنيد. يا شايد هم سردرگم هستيد و با خودتان مي گوييد :
اصلا يعني چي که ايمان داشته باش؟ و ايمان داشتن چطوريه؟
يا اصلا چي هست؟ يا شايدم مي گوييد اين ها همش بازي هاي پيج هاي انگيزشيه؛ براي جذب فالور. اما نه حقيقتا اينطور نيست.
همانطور که در کتاب بينديشيد ثروتمند شويد مي خوانيم؛ به راحتي نمي توان روش پرورش ايمان را ، براي شخصي که از قبل ايمان ندارد توصيف کرد؛
مانند توصيف رنگ قرمز براي يک فرد نابينا.
اما توجه داشته باشيد، اينکه توصيف ايمان کار دشواريست، به اين معنا نيست که داشتن ايمان امري بسيار پيچيده مي باشد.
داشتن ايمان و حفظ آن ، کار دشوايست براي شخصي که تاکنون ايمان نداشته و نتايج داشتن ايمان را نديده است.بنابر اين ما در اين مقاله سعي کرده ايم که بسيار ساده و ملموس موضوع ايمان رو به صورت يک تمثيل بيان کنيم.
همچنين در کتاب بينديشيد ثروتمند شويد و چهار اثر از فلورانس اسکاول شين به موضوع ايمان اشاره شده که برای درک بهتر، می توانید این دو کتاب ارزشمند را مطالعه کنید.
همانطور که در کتاب نيمه ي تاريک وجود مي خوانيم: ما دردرون جهان نيستيم؛ بلکه جهان در درون ماست. بنابراين از آنجا که جهان بخشي از وجود خودمان مي باشد؛براي شناخت خودمان،مي توانيم به جهان هستي رجوع کنيم.
و همانطور که در کتاب 14 وادي براي رسيدن به خود مي خوانيم: ما همواره در دو جهان زندگي مي کنيم؛يکي جهان مادي (صور آشکار) و ديگري جهان غير مادي(صور پنهان)جهان مادي، همانطور که از نامش پيداست مادي و قابل لمس مي باشد. مانند جسم فيزيکي ما و اجسام پيرامونمان.و جهان غير مادي، همانطور که از نامش پيداست غير مادي مي باشد و با چشم سر ديده نمي شود و قابل لمس نيست.
حال آنکه يکي از مهم ترين و کوتاه ترين راه هاي درک و شناخت قوانين جهان غيز مادي که با جهان مادي در رقص مي باشد،درک و شناخت جهان مادي مي باشد. راه هاي ديگري هم وجود دارد اما از نظر من اين يکي از ساده ترين و کوتاه ترين راه هاست.
براي درک موضوع ايمان، مراحل رشد و تکامل يک درخت را در نظر بگيريد،تصور کنيد آنچه که مي خواهيد يک بذر مي باشد.
براي درک موضوع ايمان، مراحل رشد و تکامل يک درخت را در نظر بگيريد،تصور کنيد آنچه که مي خواهيد يک بذر مي باشد.
خواسته ي شما مي تواند هرچيزي باشد مانند : يک رويا،آرزو، يک جايگاه معنوي ، يک جايگاه مادي ،رمزگشايي يک آگاهي، يک جايگاه تحصيلي ، يک مقام و غيره ...
خواسته ي مشخص شما که در سر داريد و يا بر روي يک کاغذ مي توانيد بنويسيد، همان بذريست که در زير خاک نهان مي کنيد. و شما به خوبي بايد بدانيد که یک برای رشد کردن، نياز به مراقبت و نگاهداري دارد.
ايمان راسخ بهاييست که بابت بذري که در دل خاک نهان کرده ايد بايد بپردازيد و فراموش نکنيد؛ الهامات و جذب اتفاقات درست زماني دريافت مي شوند که شما ايمانتان را به خودتان و کائنات اثبات کرده باشيد.
پيشنهاد مي کنم براي آشنايي و درک ايمان با تمرين و کسب مهارت بر روي اهداف و روياهاي کوچک شروع کنيد.سپس هنگامي که اولين ثمره ي خود را دريافت کنيد؛ نه تنها ايمانتان نسبت به ساز و کار جهان، به شدت در دلتان استوار مي شود؛بلکه ايجاد و حفظ آن را به خوبي درک مي کنيد و سپس مي توانيد اهداف و روياهاي بزرگ تري را خلق کنيد و به آنها ايمان استوار داشته باشيد؛
و هنگامی که به مهم ترين مرحله ،مرحله ی کشف و شهود دست یابید دیگر به خوبی ایمان را درک کرده اید.
اما مشکل 90 درصد از افرادي که ايمان ندارند،دقيقا اين موضوع مي باشد که ايمان داشتن به چيزي که نهان است و در دنياي غير ماديست و با چشم ديده نمي شود، کار بسيار دشواريست.
آنها بذر را مي کارند؛اما به دليل نداشتن ايمان از آن مراقبت نمي کنن. زيرا ذهن آنها(ايگو) با تحليلات و منفي بافي هايش مانعشان مي شود.
به همين دليل است که اکثر افراد به خوبي مي توانند روياپردازي کنند و بذر روياهايشان را بکارند؛ اما پس از مدتي نااميد شده و سرانجام دست مي کشند.
ايمان داشتن يعني آگاهي به اينکه قانون کاشت و برداشت در جهان صادق است و با کاشت و رسيدگي به بذرمان قطعا روزي مي رسد که محصولمان را برداشت مي کنيم. بنا بر اين هرگز دست از تلاش کردن و ادامه دادن نمي کشيم؛حتي در بدترين شرايط روحی و روانی.
نا گفته نماند، براي رشد هر بذري خاک متفاوتي لازم است که بحثي کاملا مجزا، طولاني و متفاوتي دارد که سلامتی روحی در آن نقش بسزایی دارد.
مرحله ي دوم و مهم تر، رسيدگي به بذر مي باشد.همانطور که بذر يک درخت را در زير خاک مي کاريد، و با اينکه رشد آن را نمي بينيد به آن رسيدگي مي کنيد؛ به همين ترتيب هنگامي که بذر يک رويا را در ذهنتان کاشتيد ، با اينکه رشد آن را نمي بينيد؛ اما بايد به آن حتما رسيدگي کنيد و مراقبت به عمل آوريد .
برخلاف آنچه که بسياري از استادان جذب مي گويند ، ايمان داشتن فقط تلقين ، تکرار و روژاپردازي نيست. بلکه همانطور که فلورانس اسکاول شين مي گويد : بايد بر مطابق ايمانمان به روياهايمان زندگي کنيم و اقدام و عمل کنيم.
براي مثال شخصي را در نظر بگيريد که روياي يکي از بهترين فوتباليست هاي جهان را شدن را در سر دارد و همواره خودش را تصور مي کند که در حال تشويق شدن توسط ديگران است؛اما فقط رويايش را دارد و هيچگونه اقدام و عملي براي آن انجام نمي دهد و از همه مهم تر قانون کاشت و برداشت را باور ندارد و بنا بر اينحتي هنگامي که اقدام و عمل و تمرين هم مي کند،با اطمينان و به قانون کاشت و برداشت گام بر نمي دارد.
برخلاف گفته های بسیاری از استادان جدب داشتن ايمان فقط در ذهن نيست؛ بلکه با تمام ذرات وجود است. يعني حتي کوچکترين گام هايتان را به گونه اي برداريد که گويا هم اکنون بذر شما به درخت تبديل است.
سخن گفتن از ايمان مي تواند ابعاد مختلفي داشته باشد که اين مقاله چکيده اي از پايه و اصل آن بود. ايمان راسخ بهاييست که بابت بذري که در دل خاک نهان کرده ايد بايد بپردازيد و فراموش نکنيد؛ الهاماتو اتفاقات درست زماني دريافت مي شوند که شما ايمانتان را به خودتان و کائنات اثبات کرده باشيد.
پيشنهاد مي کنم براي آشنايي و درک ايمان، با تمرين و کسب مهارت بر روي اهداف و روياهاي کوچک شروع کنيد سپس هنگامي که اولين ثمره ي خود را دريافت کنيد؛ نه تنها ايمانتان نسبت به ساز و کار جهان، به شدت در دلتان استوار مي شود؛بلکه ايجاد و حفظ آن را به خوبي درک مي کنيد و سپس مي توانيد اهداف و روياهاي بزرگ تري را خلق کنيد و به آنها ايمان استوار داشته باشيد؛ مهم ترين مرحله ، کشف و شهود ثمره ي ايمان براي اولين بار است تا درک کنيد که حقيقتا کائنات به ايمان شما پاسخ مي دهد.